کد خبر: ۱۳۹۲۱۲۹۲۹
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۶
تقویم روز شمار
1580م:حكمران گرجستان كه دو سال بود از پرداخت ماليات اين سرزمين به خزانه ايران (در اصفهان) تعلل كرده بود پس اين كه شنيد، شاه وقت صفوي سپاهي از مركز روانه گرجستان كرده است در نامه اي كه به تاريخ 23 اكتبر 1580 ميلادي به «ميرزا سلمان» وزير مربوط دولت صفوي نوشت آمادگي خود را براي تاديه ماليات معوقه اعلام داشت و از تاخيري كه حاصل شده بود پوزش خواست. اين تاريخ پس از تطبيق تقويمها توسط مورخان روس به دست داده شده است.
تقویم روز شمار: تاریخ -1 آبان

تقویم روز شمار: تاریخ -1 آبان

1580م:حكمران گرجستان كه دو سال بود از پرداخت ماليات اين سرزمين به خزانه ايران (در اصفهان) تعلل كرده بود پس اين كه شنيد، شاه وقت صفوي سپاهي از مركز روانه گرجستان كرده است در نامه اي كه به تاريخ 23 اكتبر 1580 ميلادي به «ميرزا سلمان» وزير مربوط دولت صفوي نوشت آمادگي خود را براي تاديه ماليات معوقه اعلام داشت و از تاخيري كه حاصل شده بود پوزش خواست. اين تاريخ پس از تطبيق تقويمها توسط مورخان روس به دست داده شده است.

1927م:23 اكتبر 1927 (اول آبان 1306 خورشيدي) عهدنامه رعايت بي طرفي و تامين متقابل كه ميان تهران و مسكو امضاء شده بود مبادله شد. اين عهدنامه هشتم مهرماه همين سال ميان دوكشور تنظيم شده بود كه پارلمان ايران با تصويب يك ماده واحده در 27 مهرماه مبادله و اجراي آن را قانوني ساخته بود. تا كنون به لغو اين عهدنامه كه داراي هشت فصل است اشاره نشده است. پس از فروپاشي شوروي، روسيه فدراتيو متعهد به رعايت قرادادهاي آن دولت شده و در حقيقت برجاي آن نشسته است. اتحاد شوروي برجاي امپراتوري يکپارچه روسيه نشسته بود.


1943م:23 اكتبر 1943 (اول آبان سال 1322 خورشيدي) مجلس شوراي ملي با استخدام 60 كارشناس امور ماليات، استخدام و دارايي از آمريكا براي وزارت دارايي موافقت كرد. استدلال شده بود كه اين امور نه تنها نياز به نوسازي دارد بلكه از شهريور 1320 به دليل ضعف دولت و نا امن شدن كشور، كار جمع آوري ماليات مختل شده و دولت عمدتا كسري بودجه را از محل انتشار اسكناس جديد تامين مي كند که از نظر علم اقتصاد، کار نادرستي است.


1952م23: اكتبرسال1952 (اول آبان 1331) در پي انتشار مقاله اي در روزنامه "باختر امروز" كه سناتورها (همان شخصيتهاي کهنسال قديمي) مجري سياست هاي انگلستان در ايران هستند كه نوعي خيانت است، مجلس شوراي ملي با تصويب يك طرح فوري، دوره سنا را به دو سال تقليل داد.

سناتور ها براي اعتراض به اين مصوبه به بهارستان رفتند، ولي آنان را به مجلس شوراي ملي راه ندادند.

مجلسيان و احزاب براي جلوگيري از خودداري شاه از امضاي مصوبه مجلس شوراي ملي از مردم خواستند كه كمك كنند و مردم به خيابانها ريختند و شاه را تهديد كردند كه اگر مصوبه را امضاء نكند خواهان لغو سلطنت خواهند شد و شاه مصوبه را پنجم آبان (چهار روز بعد) امضاء كرد.

اين قانون نيز همانند ساير قوانين مصوب در دوران حكومت دكتر مصدق ، بعدا لغو شد.

1954م: 23اكتبر 1954 (اول آبان سال 1333خورشيدي) چهار تن از 11 افسر گروه سوم نظاميان كمونيست ايران به اعدام و هفت تن ديگر به حبس ابد محكوم شدند. هيچكدام از آنان، نه ازعمل خود ابراز پشيماني و نه از شاه درخواست بخشودگي كردند. آنان هم مانند افسران دسته اول و دوم پيروي از يك مكتب سياسي و يك نظريه اقتصادي ــ اجتماعي را كه بستگي به متمايل فرد و احتمالا ريشه در نهاد او دارد، تا اين حد عملي مجرمانه ندانسته و گفته بودند كه «اقدام» مي تواند جرم تلقي شود، نه صرفا «انديشه».

روز بعد (دوم آبان) هم چهارمين دسته افسران كمونيست در پي محاكمه اي نسبتا كوتاه محكوم شدند. مجازات چهار تن از اعضاي اين دسته اعدام و دو تن ديگر حبس دائم تعيين شده بود. هشتم آبان شش افسر و 17 آبان پنج افسر ديگر از محكومان گروههاي دوم، سوم و چهارم تيرباران شدند كه سرهنگ جلالي، سرهنگ افشار بكشلو، سرهنگ جمشيدي و سرگرد وكيلي در ميان آنان بودند. بيشتر افسران دستگير شده در ساعات فراغت خود در سالهاي 1331 و 1332در دبيرستان هاي دولتي كشور كه اين دبيرستان ها به دليل ضعف مالي دولت وقت (ناشي از محاصره اقتصادي) دچار كمبود دبير شده بودند به رايگان تدريس كرده بودند.

اعدام اين افسران سبب شد كه مردم خشمي را كه نسبت به حزب توده داشتند كه چرا با اين توان نظامي، كودتاي 28 مرداد را در هم نشكسته بود فراموش كردند و بيش از پيش ضد دولتي شدند. وجود فرمانداري نظامي و منع رفت و آمد شبانه و محدوديت اجتماعات و سانسور مطبوعات مانع هرگونه اقدام ملت بود و لذا خشم آنان را به عقده تبديل كرد.

1966م:بيست و سوم اکتبر سال1966 (آبان 1345) نخستين فرستنده تلويزيون دولتي به نام شبكه ملي (عنواني در برابر تلويزيون غيردولتي آن زمان كه از 1337 فعاليت مي كرد) آغاز بكار كرد و با جذب ماهرترين روزنامه نگاران وقت از جمله «مصطفي قريب (عكس بالا)» موفق شد با پخش اخباري جامع و بدون خود سانسوري، بينندگان وقت را به خود جلب كند و همين امر كمك به تصويب قانون يكي شدن راديو ـ تلويزيونهاي ايران كرد كه اجراي آن در سال 1350 (1971) تكميل و صدا وسيما با خبرگزاري مستقل خود به وجود آمد و در محل فعلي ــ جام جم ــ مستقر شد.

پس از ادغام راديو با تلويزيون، تورج فرازمند سردبير اسبق روزنامه اطلاعات و مفسر راديو ايران مدير اخبار راديو و ايرج گرگين مدير اخبار تلويزيون شد. غلامحسين صالحيار سردبير پيشين روزنامه اطلاعات و خبرگزاري پارس و اولين سردبير آيندگان نيز براي سازمان راديو ــ تلويزيون ملي، يك خبر گزاري مستقل به وجود آورد كه به نام « واحد مركزي خبر » هنوز باقي است.

مصطفي قريب


1857م:هر استاد تاريخ معاصر ايران و هر نويسنده تاريخ عهد قاجاريه در بيانات و نوشته هايش از قرارداد چهارم مارس 1857 انگلستان با ايران كه در پاريس تنظيم و امضا و در بغداد مبادله شد به عنوان نمونه بارزي از تحميلات عصر استعمار (به سبك قديم) و منحوستر از عهدنامه تركمن چاي نام برده و از ايرانيان خواسته است كه آن را به دقت بخوانند و از ياد نبرند كه «ضعف» بدبختي بزرگي برايشان خواهد بود.

سي ام مهرماه 1331 خورشيدي روزنامه هاي تهران به مناسبت قطع مناسبات ايران با انگلستان و بسته شدن ساختمان سفارت در خيابان فردوسي، براي دومين بار پس از 93 سال، به ماجراي نخستين قطع رابطه كه مربوط به لشكر كشي انگلستان به ايران و جدا كردن هرات و مناطق اطراف آن از پيكر ايران بود مشروحا اشاره كرده و متن قرارداد مورخ چهارم مارس 1857 دو كشور را به چاپ رسانده و از باب تهديد، يادآور شده بودند كه فصل هفتم اين قرارداد كه منجر به جدايي هرات شد به دولت ايران اين حق را داده است كه اگر از ناحيت افغانستان احساس خطر كند بتواند لشكر به افغانستان بكشد و منطقه خطر را متصرف و اصحاب خطر را تنبيه و مجازات كند.

تنها در فصل هفتم از اين قرارداد 15 فصلي چنين امتيازي به ايران داده شده بود و اين كوتاه آمدن هم به اين سبب بود كه سربازان ايراني سريعا مناطق شرقي افغانستان امروز را كه انگليسي ها مي خواستند براي جلوگيري از پيشروي روسها به سوي آسياي جنوبي در اختيار گيرند تخليه كنند. انگليسي ها كه به منظور فشار وارد آوردن بر ايران بوشهر ، چند جزيره و مناطق ديگري در جنوب وطن ما را تصرف كرده بودند نيروي زميني كافي در هند نداشتند كه براي خلع يد از ايران به افغانستان بفرستند. به علاوه احتمال كمك نظامي روسيه هم به ايران مي رفت. خواندن ساير فصول قرارداد دردآور است ازجمله اصل چهارم مبني بر مجبور كردن ايران به عفو ايرانياني كه در اين جريانات از انگليسي ها حمايت كرده بودند و ....


1973م:23 اكتبر سال1973 ( اول آبان 1352خورشيدي) در پي تحريم صدور نفت از جانب اعراب به كشورهاي غرب، مديران شركتهاي نفتي غرب به تهران وارد شدند تا از شاه بخواهند توليد نفت ايران تا آن حد بالا رود كه كمبود شديد در بازارهاي جهاني روي ندهد و بهاي سوخت زياد بالا نرود. آثار تحريم نفتي اعراب سالهاي بر اقتصاد غرب ديده مي شد. ايران از جمله كشورهايي بود كه به تحريم نفت نپيوسته بود و با اين عمل، هم پول فراواني به دست آورد و هم دشمنان بيشتري. برخي نوشته اند که همين پول بادآورده به تغيير نظام حکومتي ايران کمک کرد ، زيرا که پولدارها را پولدارتر کرده بود و ....

1357م:علي اميني ديپلمات، سياستمدار، وزير و نخست وزير پيشين كه اخيرا در پاريس درگذشت و در جريان انقلاب بارديگر دست به فعاليت سياسي زده بود در مصاحبه اي كه در لندن انتشار و سي ام مهر سال 1357 در روزنامه هاي تهران انعكاس يافت گفت كه تنها برحسب وظيفه ملي و ميهني ريشه هاي بيماري مزمن وطن را عيان مي كند تا مورد توجه قرار گيرد و درمان شود.

وي سپس به تشريح اين ريشه ها پرداخته و گفته بود: در ايران، ريشه بيماري بايد كنده شود؛ نه عمل تسكين درد. در طول دهها سال گذشته به «ايران بيمار» فقط داروي مسكن داده شد و درد باقي ماند. درد ايران با آزادي زندانيان سياسي، افزايش دريافتي كارمندان دولت و دادن پايه و گروه تازه به آنان، لغو سانسور مطبوعات و انحلال اداره نگارش (بازبيني كتابها پيش از انتشار)، آزادي زيارت عتبات و ... درمان نمي شود. يك ريشه بيماري ايران در سازمانهاي قضايي ناسالم اين كشور نهفته است و اين دستگاه از آغاز كار ناسالم بوده و تا اصلاح نشود نمي توان انتظار برقراري عدالت و امنيت اجتماعي و تامين رضايت عمومي در وطن را داشت. از يك قانون خوب، اگر دستگاه سالمي نباشد كه ناقض، و فرد بي اعتنا به آن را كيفر دهد و سركوب كند كاري ساخته نخواهد بود و همانا سطوري خواهد بود در يك كتاب در قفسه اي دربسته. ريشه ديگر اين بيماري نداشتن دلسوز اقتصادي است. براي مثال: پس از افزايش درآمد ايران از نفت كه از سال 1352 هجري (1973 ميلادي) آغاز شد و جنگ اعراب و اسرائيل و تحريم نفتي اعراب باعث آن بود، به جاي توجه به كشاورزي و صنايع مربوط به آن و خودكفا ساختن كشور از اين بابت، آمدند به بذل و بخشش پرداختند و به ولخرجي دست زدند؛ فروش دلارهاي نفتي را آزاد كردند، با هدف خودنمايي؛ به كشورهاي ديگر وام دادند، بازپرداخت وام برخي كشورها را بخشيدند و به زندگي لوكس روي آوردند و شكاف ميان فقير و غني را چنان عميق و عيان ساختند كه طبقه محروم از درآمد نفت، به پا خاست و تا به نتيجه نرسد آرام هم نخواهد گرفت. وقتي كه به مسئولان گفتند چرا چنين مي كنيد، نفت كه يك محصول دائمي نيست پاسخ دادند كه كويت و عربستان هم چنين مي كنند، ولي حساب نكردند كه جمعيت كويت يك پنجاهم ايران است. اگر مشكلي در صدور نفت ايران پيش آيد، با اين كشاورزي ناتوان نمي شود شكم مردم را سير كرد. قطع واردات محصولات صنعتي را ده سال هم مي شود تحمل كرد، ولي محصولات كشاورزي و خوراك مردم را به هيچوجه. به مسئولان گفتند كه درمعاملات سرمايه گذاري با خارجي بدانند كه اگر به منافع خارجي لطمه بخورد و تضمين ها عملي نشود بيم تحريم جهاني و بلوكه شدن همه سرمايه ايران وجود خواهد داشت كه توجه نكردند. ريشه سوم بيماري ايران "ساواك (دستگاه اطلاعاتی وقت)" است كه نتوانست مشكلات مردم را كشف و به موقع و بدون ملاحظات به گوش رئيس كشور، اعضاي دولت و مجلس برساند و به آنان اخطار دهد تا براي رفعشان اقدام كنند. ساواك تنها براي جاسوسي بر ضد مردم و دادن گزارش راست و دروغ و افزودن بر حجم پرونده هاي محرمانه اشخاص كه جز مشكل سازي و دشمن تراشي دردي را درمان نمي كند به وجود نيامده است. وظيفه آن جمع آوري اطلاعات است، در درجه اول اطلاعات مربوط به مشكلات مردم، نارضايي ها، خواستها و ناخواستها و رساندن اين اطلاعات به گوش مقامات مربوط است تا راه حل بيابند و پيش از اين كه دير شود مشكل را از ميان بردارند. اين سازمان (ساواك) با اين كاركنان (که واجد شرایط لازم نیستند) و تشكيلات ناقص و نيز وابستگي اش به كابينه و نداشتن استقلال كامل در امور خود نمي تواند در جهت تشخيص بيماري و پيشنهاد تجويز دارو، موثر باشد. كار اين سازمان در طول عمر خود شده است پرونده سازي و در نتيجه دردسرسازي براي مردم و دولت و ايجاد ناراضي و دشمن و دورساختن ميهندوستان و دلسوزان وطن از خدمت. فساد اداري و انجام امور از راههاي بوروكراتيك كه عمدتا از انتصابات غير اصولي مديران و روساي دواير و توصيه بازيها ناشي مي شود يك ريشه ديگر بيماري ايران است و ....

علي اميني


1086م:23 اكتبر سال 1086 «يوسف ابن تشفين» رهبر المرابطون (بربرهاي مسلماني كه مراكش، الجزاير، صحراي غربي تا مزر غنا را در تصرف و بر حكام اسلامي اندلوس نظارت فائقه داشتند) ، به اسپانيا لشكر كشيد و آلفونسو ششم پادشاه كاستيل را شكست داد. وي سپس با دريافت فتوا از روحانيون ارشد آن زمان ازجمله امام محمد غزالي توسي اميران مسلمان مناطق اسپانيا (اندلوس) را هم كه راه اشرافيت در پيش گرفته و زندگي لوكس و تشريفات سلطنتي براي خود ساخته بودند سركوب و بركنار كرد و بار ديگر پرتغال را به متصرفات اسلامي بازگردانيد و لقب امير المسلمين گرفت. وي كه از طوارق بود شهر مراكش را در كشور مغرب و شهر الجزيره را در الجزاير بنا نهاد.

1931م:«ديانا دورس» بازيگر انگليسي فيلمهاي سينمايي 23 اكتبر 1931 به نام «ديانا فلاك» به دنيا آمد و چهارم مه 1984 از بيماري سرطان درگذشت. وي به اصرار مادرش وارد حرفه نمايش شده بود و زيبايي او كمك كرد كه در اين حرفه شهرت يابد. خودماني رفتار كردن او در فيلمها و به زبان عاميانه و گاهي به شوخي حرف زدنش سبب شد كه نتواند در هاليوود آمريكا باقي بماند و به انگلستان باز گشت.

توليد كنندگان فيلمهاي سينمايي آمريكا در باره او گفته بودند كه ديانا كار بازي در فيلم را جدي نمي گيرد و چون در آرزوي جايزه هنري نيست حس رقابت و انگيزه پيشرفت ندارد. ولي كارگردانان انگليسي خلاف اين عقيده را داشتند.

ديانا پس از خودكشي سومين شوهرش دچار اندوهي طولاني شده بود و با اين كه چند سال با داشتن سرطان به كار هنري ادامه داد نتوانست بيش از 53 سال زندگي كند.

ديانا دورس


1915م: 23اکتبر 1915 بيش از 25 تا 33 هزار زن آمريكايي كه درخواست به دست آوردن حق راي در انتخابات را داستند در خيابانهاي نيويورك راهپيمايي كردند و شعار دادند. اين، بزرگترين تظاهرات از اين دست بشمار مي آيد. زنان آمريكا بالاخره پس از اصلاح قانون اساسي اين كشور در 1920 تحت عنوان اصلاحيه 19 اين حق را به دست آورده اند.

راهپيمايي سال 1915 زنان آمريكايي در نيويورك

2004م:21 اكتبر 2004 و در آستانه انتخابات دوره اي آمريك،ا ائتلاف آمريكائيان مسلمان اعلام كرد كه از «جان كري» نامزد احراز مقام رياست جمهوري از حزب دمكرات حمايت مي كند. اين ائتلاف مدعي شده بود كه صاحب پنج تا هفت ميليون راي است. ائتلاف انجمن هاي آمريكائيان مسلمان كه گفته شده داراي نزديك به ده ميليون عضو هستند در انتخابات سال 2000 از جورج بوش حمايت كرده بود. سران ائتلاف در مصاحبه مشترك 21 اكتبر خود گفته بودند كه از سياست هاي جورج بوش كه در آن حقوق مدني و آزادي هاي مسلمانان به طور كامل رعايت نمي شود و آمريكائيان مسلمان به چشم «تبعه كامل» در نظر نمي آيند خسته شده و رنجش پيدا كرده اند. ظاهرا اشاره آنان به بازداشت انبوه مسلمانان پس از رويدا 11 سپتامبر 2001 بود و نيز بازرسي بدني هنگام مسافرت و بررسي دقيق و طولاني پيشينه هنگام درخواست كار و يا پروانه و ....

درهمين روز «پت رابرتسون» مدير شبكه تلويزيوني مذهبي مسيحي اعلام كرد با اين كه جورج بوش به توصيه او كه به عراق حمله نظامي نكند گوش نكرد، در انتخابات دوم نوامبر 2004 هم از او جانبداري و براي پيروزي اش تبليغ مي كند.

نتيجه انتخابات به سود جورج دبليو بوش بود.

1817م:«پير لاروس» دائرة المعارف نويس معروف فرانسه و مولف لاروس 23 اكتبر سال 1817 به دنيا آمد. وفات او در سوم ژانويه سال 1875 اتفاق افتاد.

لاروس


1958م:كميته جوايز نوبل 23 اكتبر 1958 بوريس پاسترناك داستان نگار روس (عكس مقابل) را برنده جايزه ادبي آن سال اعلام كرد. داستان «دكتر ژيواگو» اثر پاسترناك را قبلا از شوروي خارج و در اروپا و آمريكا به زبان انگليسي چاپ و با تامين هزينه ترجمه و انتشار آن از سوي دولتهاي معين كه با شوروي رقابت داشتند در بسياري از كشورها از جمله ايران توزيع كرده بودند.

با اعلام نام پاسترناك به عنوان برنده جايزه ادبي آن سال، صداي اعتراض از گوشه و كنار بلند شد كه اقدام كميته داوران، «سياسي» بوده، نه ادبي و تحت فشار برخي قدرت ها به اين اقدام زده است زيرا كه همين يك اثر از پاسترناك در خارج از شوروي انتشار يافته و خود او هم درخواست بررسي تسليم نكرده و حاضر به قبول جايزه هم نشده و داستان او جز انتقاد از يك روش معمول در شوروي از نظر ادبي به مراتب ضعيفتر از ساير آثاري است كه به كميته داده شده بود.

اين اعتراض ها راه را براي انتقاد در سالهاي بعد هموار ساخت، به گونه اي كه در حال حاضر به جوائز ملي و جوائز بعضي بنيادهاي ديگر از جمله پوليتزر اهميت بيشتري داده مي شود؛ تا نوبل و ساير کشورها بويژه ملل غير متعهد زير فشارند تا به صورت گروهي جوايزي همتراز نوبل بنيادنهند.

پاسترناک


92م:«بان كو» مورخ چيني كه با كمك پدر و خواهرش تاريخ سلسله منقرض شده «هان» را جمع آوري كرده بود 23 اكتبر سال 92 ميلادي در پي يك محاكمه كوتاه اعدام شد.

وي متهم شده بود كه با بزرگ كردن بيش از واقع دودمان «هان» خواسته است به طور غير مستقيم دودمان سلطنتي تازه را بد جلوه دهد و تحقير كند.

از «بان كو» خواسته شده بود كه براي رفع اتهام وارده به خود، كتابي هم در باره پادشاه تازه چين بنويسد كه «بان كو» اين پيشنهاد را رد كرده و گفته بود كه رويدادهاي جاري به دليل مشخص نبودن نتايج نهايي آنها و دشوار بودن كشف علل و انگيزه وقوعشان «تاريخ» محسوب نمي شوند و مورخان آينده بايد در باره آنها بنويسند نه مورخان هم عصر. مورخان هم عصر مي توانند براي آيندگان يادداشت بگذارند.

اين استدلال علمي او نيز از سوي پادشاه حمل بر تنفر «بان كو» از خود شد و دستور محاكمه اش را به اتهام انزجار از حاكميت و دشمني و تحقير آن و سرپيچي از اراده سلطان وقت صادر كرد و پس از صدور حكم، دستور اجراي فوري آن را داد. «بان كو» اعدام شد، ولي «تاريخ سلسله هان» نوشته او باقي مانده و نام وي را زنده نگهداشته است. تاريخ سلسله «هان» نوشته «بان كو» يكي از كاملترين تواريخ عهد باستان است.


2008م:اکتبر 2008 از قتل «والري ايوانف» ناشر «تولياتي ريويو» پنج سال گذشت. او تنها قرباني اوضاع پس از فروپاشي شوروي و تنها روزنامه نگاري نبود كه در شهر صنعتي و مركز كارخانه هاي اتومبيلسازي منطقه ولگا به دست مافياي روس كشته شده بود. در شهر تولياتي كه تا مسكو صدها كيلو متر فاصله دارد و به نام دبير كل پيشين حزب كمونيست ايتاليا تجديد نام شده است از سال 1995 تا 2002 شش روزنامه نگار جان خود را بر سر افشاگري فساد گذارده بودند ـ فسادي كه زاييده ادغام سياست، كسب و كار، و مافيا در روسيه پس از انحلال شوروي بود. از سال 2000 تا 2003 در روسيه 13 روزنامه نگار منتقد اين اوضاع جان خود را از دست دادند. هدف از ترور آنان عمدتا اين بود كه نه تنها سد راه ادامه فساد نباشند، بلكه روزنامه نگار ديگري پيدا نشود كه بنويسد: شماري در روسيه اموال عمومي را كه محصول 70 سال سوسياليسم، و متعلق به همه مردمند دارند غارت مي كنند و با ثروتي كه به هم زده اند وزير و وكيل و ... تعيين مي كنند و به اين وسيله باقي مي مانند و مابقي روس ها را بمانند دوران «سرفدم» استثمار مي كنند.

سطور بالا خلاصه اي بود از آن چه كه 17 اكتبر 2003 بر سر گور «والري ايوانف» به مناسبت يکمين سالگرد قتل وي بيان شد و روزنامه ها از جمله نيويورك تايمز به آن اشاره داشتند.

ولاديمير پوتين در دور دوم رياست جمهوري خود تا توانست کوشيد که به آن وضعيت پايان دهد و اينک در سمت رئيس دولت و رهبر حزب حاکم به اين تلاش ادامه مي دهد. فسادزدايي سرلوحه برنامه دولت اوست.

والري ايوانف

1983م:قرارگاه نظاميان اعزامي رونالد ريگن رئيس جمهوري وقت آمريكا به لبنان بامداد 23 اكتبر 1983 در نزديكي فرودگاه بيروت منفجر شد و بر اثر فروريختن اين ساختمان چهار طبقه 241 نظامي و عمدتا مورين (Marines کماندو دريا برد) كشته شدند. در آن سپيده دم راننده يك وانت پر از مواد منفجره با کوبيدن خودرو خود به ساختمان، اين انفجار را به وجود آورده بود. اين وانت نسبتا بزرگ علاوه بر راننده، يک سرنشين ديگر هم داشت.

دو دقيقه پس از اين رويداد، انفجار مشابهي در قرارگاه نظاميان اعزامي فرانسه در گوشه ديگري از بشهر يروت روي داد كه باعث مرگ 58 تن شد. اين دو رويداد باعث شد که رونالد ريگن تصميم به انتقال نظاميان آمريکايي به ناوهاي اين کشور در آبهاي لبنان بگيرد. مورخان نوشته اند که با اين دو انفجار انتحاري، جهان وارد دوران انفجارهاي انتحاري شده است و بنابراين، رويدادهاي 23 اکتبر 1983 بيروت فصل تازه اي از مبارزه در تاريخ عمومي بازکرده است - فصلي که هر روز مطلب و عکس تازه اي بر آن افزوده مي شود. به نوشته مورخان، قدرت انفجاري موادي که در وانت حمل مي شد برابر 6 هزار کيلو گرم "تي ان تي" بود. اين وانت پس از عبور از بلوکهاي سيماني، و سيمهاي خاردار خودرا به ساختمان قرارگاه نظاميان آمريکايي کوبيده بود. در آن لحظه، تنها خلبان يک هلي کوپتر آمريکايي شاهد اين صحنه بود و از بالا، حرکت وانت را به گرد ساختمان و پارکينگ آن دنبال مي کرد.

آن چه كه از ساختمان قرار گاه باقي مانده بود

2004م:«پال نيتسهPaul H. Nitze» يكي از معماران سياست سختگيرانه آمريكا نسبت به شوروي و كشورهاي رقيب و غير دوست 19 اكتبر 2004 در 97 سالگي درگذشت. وي دهها سال بدون اين كه «رسما» سمتي داشته باشد در حد يك وزير و مشاور ارشد به هشت رئيس جمهوري آمريكا در تنظيم و اداره سياست خارجي اين كشور كمك كرد و در حقيقت گرداننده امور در پشت صحنه، و مردي بسيار متنفذ و موثر بود كه مي كوشيد كمتر در انظار ديده و در مصاحبه ها شنيده شود. گفته شده است وي بود كه در نيمه قرن بيستم موضوع ايجاد «اطاق فكر» و «نشست مشترك كارشناسان و استادان» هر رشته را در جوار دفتر رئيس كشور و هر مدير ارشد ديگر مطرح ساخت كه پذيرفته شده و اينك در برخي از كشورها مورد توجه است. پال گفته بود كه درباره اين اطاقها و نشست ها نبايد تبليغ شود، بايد تا حدي نامرئي باشند تا اعضايشان تحت نفوذ صاحبان منافع قرار نگيرند و تلقين نشوند.

«نيتسه» انستيتوهاي مطالعات استراتژيك و تحقيقات سياسي، اجتماعي و اقتصادي پيشرفته متعدد ازجمله مدرسه مطالعات بين المللي پيشرفته جانز هاپكينز را تاسيس كرده است كه براي آمريكا مطالعه و تفكر كنند و پيشنهاد دهند. انستيتوي فارين پاليسي (سياست خارجي) نيز از موسساتي است كه او آن را به وجود آورده است. نيتسه بود كه كارتر را مجبور به خروج از قرارداد سالت ـ 2 كرد. وي از ماجراي ورود نيروهاي شوروي به افغانستان استفاده كرد و به كارتر توصيه كرد كه آن را بهانه قرار دهد و از سالت 2 خارج شود. نيتسه عقيده داشت كه قراردادهايي نظير سالت باعث خواهند شد كه هزينه نظامي مسكو كاهش يابد و سران كرملين به مسائل داخلي و رفاه توجه كنند و نظام سوسياليستي شوروي تثبيت شود و در جهان الگو قرار گيرد. ريگن بيش از ساير سران آمريكا از نيتسه حرف شنوي داشت. وي به ريگن گفته بود كه قرارداد خارج ساختن موشكهاي برد متوسط دو كشور از اروپاي مركزي به سود آمريكاست و او را ترغيب به امضاي چنين موافقتنامه اي با شوروي كرده بود.

نيتسه از سال 1950 كار برنامه ريزي براي محاصره شوروي را آغاز كرده بود. توصيه او اين بود كه شوروي از درون بايد فرو بپاشد زيرا در صورت وقوع جنگ، جهان از ميان خواهد رفت و در يك جنگ اتمي چيزي باقي نخواهد ماند و سياست فروپاشي شوروي از درون كه طراح آن «نيتسه» بود در اواخر سال 1991 به همان نتيجه اي رسيد كه او مراحل آن را در نظر گرفته بود.

نيتسه در دهه 1970 پيش بيني كرده بود كه به مرور زمان از ميزان تعصب رهبران شوروي به كمونيسم كاسته خواسته خواهد شد و حاضر به قرباني كردن برخي از اصول آن در هر سازشي خواهند شد. لذا فعلا بايد كاري كرد كه از پرداختن به تامين رفاه مردم بازمانند و متوجه امورفرعي و وقت گير و بي نتيجه شوند. رفاه مردم از ميزان ناراضيان داخلي خواهد کاست و اميدي به فروپاشي از درون باقي نخواهد گذارد.

Paul H.Nitze

2005م:آژانس فرانس پرس 22 اكتبر 2005 در گزارشي به نقل از لارنس ويلكرسونL. Wilkerson نوشته بود كه (در آن زمان) چني (معاون جورج دبليو بوش) و رامسفلد (وزير دفاع که بعدا کناره گيري کرد) مهار سياست خارجي آمريكا را به دست دارند. ويلكرسون (يك سرهنگ بازنشسته) رئيس دفتر ژنرال پاول در طول تصدي وزارت امور خارجه آمريكا در آخرين جلسه فاروم سياست خارجي كه در محل بنياد آمريكاي نوين تشكيل شده بود گفته بود كه بوش به جزئيات سياست خارجي توجه ندارد و رامسفلد و چني (با ايجاد يك محفل دسيسه) رئوس سياست خارجي آمريكا را برپايه منافع اصحاب سرمايه و كمپاني هاي اين كشور تنظيم مي كنند و مسئله عراق محصول كار اين كانون دو نفره است. نگاه اين دو به كره شمالي و ايران هم به همين گونه است.

ويلكرسون 16 سال از همكاران نزديك ژنرال پاول بود. از اظهارات ويلكرسون چنين نتيجه گرفته شده است كه بانو رايس وزير امور خارجه (در دور دوم رياست جمهوري بوش) نقشي عمده در برنامه ريزي سياست خارجي آمريكا ندارد. عكس بالا، بوش را ميان چني معاون خود و رامسفلد وزير دفاع وقت آمريكا نشان مي دهد.

چه كساني سياست خارجي دولت جورج بوش را برنامه ريزي مي كنند

2005م:22 اكتبر 2005 در حالي كه «لويس ليبيLibbY»، يك مقام ديگر كاخ سفيد متهم به «لو دادن» والري پليم Valerie Plameجاسوسه سيا شده بود، شبكه هاي تلويزيوني آمريكا براي نخستين بار عكس اين زن را به صورتي كه در بالا آمده است پخش كردند. در آن زمان ليبي رئيس دفتر ديك چني معاون رئيس جمهوري آمريكابود. قبل از او، «كارل رو» از مشاوران جورج بوش متهم به افشاء نام «والري پليم» شده بود.

طبق پرونده اي كه در دستگاه قضايي آمريكا در دست بررسي است و تاكنون دو روزنامه نگار و دو مقام ارشد كاخ سفيد در آن تحت تعقيب قرار گرفته اند، در پي تكذيب اتهام خريد اورانيوم از سوي صدام حسين از کشور نيژر توسط جوزف ويلسون شوهر والري كه يك ديپلمات وزارت امور خارجه آمريكا بود و مامور رسيدگي به آن معامله احتمالي شده بود، مقامات كاخ سفيد از راه انتقام گيري از او، نام زنش والري را فاش ساخته بودند كه در روزنامه ها انتشار يافته بود. افشاي نام مامور اطلاعاتي آمريکا از سوي هرمقام، طبق قانون تاسيس «سيا» عملي غير قانوني بوده است. رسيدگي در اين زمينه كه به «پليم گيت» معروف شده است، با وجود محکوميت يافتن "ليبي" و از دست دادن مقام خود ادامه دارد. جورج دبليو بوش رئيس جمهور آمريکا با استفاده از اختيارات قانوني خود مجازات ليبي را تخفيف داد که باعث انتقادهاي متعدد شد. اصحاب نظر براين عقيده اند که در دوران حکومت رئيس جمهور بعدي آمريکا، حقايق بيشتري در اين زمينه به دست خواهد آمد؛ مخصوصا که بانو والري مصرا قضيه را دنبال مي کند، زيرا که با افشاء نام، وي شغل خودرا از دست داده و از اين بابت دچار زيان شده است.

پليم گيت

2005م:اخبار مربوط به گسترش آنفلوآنزاي مرغي در اروپا و آمريكاي لاتين كه منشا آن آسيا بوده است، در نيمه دوم اكتبر 2005 باعث نگراني آمريكاييان از اين بابت شده بود.

22 اكتبر 2005 شبكه «سي بي اس» در اخبار مشروح خود گفت كه وجود آنفلوآنزاي مرغي در كرواسي و انگلستان هم تاييد شده و در آمريكاي لاتين مرزهاي پنج كشور منطقه «آندز» بسته شده بود. در انگلستان اين بيماري در طوطياني كه از آمريكاي لاتين وارد شده بودند مشاهده شده و در كرواسي لاشه شماري قوي مهاجر كه از اين بيماري مرده بودند به دست آمده بود.

در آن زمان، ترس آمريكايي ها از اين بيماري به قدري بود كه فروش و خوردن مرغ را به حداقل رسانيده و هركس با يك عطسه گمان مي برد كه به آنفلوآنزاي مرغي دچار شده است. اين شبكه سپس با Luisa Conlan لوئيسا كانلن كه به فرانسه سفر كرده و در بازگشت به آمريكا دچار علائم سرماخوردگي شده و نيمه شب از ترس ابتلاء به آنفلوآنزاي مرغي و انتقال اين بيماري(H5N1) از فرانسه به آمريكا، به اورژانس بيمارستان رفته بود مصاحبه كرد. پزشكان بيمارستان كه نخست اين موضوع را به مركز پيشگيري از بيماري هاي واگير گزارش كرده بودند بعدا اعلام داشتند كه بيماري بانو لوئيسا سرماخوردگي عادي بود ولي نگراني او امري قابل درک بوده است.

Luisa Conlan


1021: سلطان محمود غزنوي تصرف كشمير را تكميل كرد. وي قبلا مناطق غربي هندوستان (پاكستان امروز) را تصرف كرده بود.

1944: ارتش سرخ ( شوروي) در تعقيب نيروهاي آلمان وارد مجارستان شد.

1954: چهار دولت فاتح جنگ جهاني دوم موافقت كردند كه به حالت اشغال نظامي آلمان پايان دهند و با حفظ نيروهاي خود در دو قسمت آلمان در امور دو آلمان مداخله نكنند. نيروهاي نظامي آمريکا ، انگلستان و فرانسه بعدا به نام " ناتو " در آلمان غربي و نظاميان شوروي تحت نام پيمان ورشو در آلمان شرقي ماندگار شدند که پس از فروپاشي شوروي و تامين وحدت آلمان ، نظاميان روسيه به تصميم يلتسين از از آلمان خارج شدند اما نيروهاي ديگر همچنان در آنجا مانده اند!.

1956: برخي مردم از مجارستاني ها بر ضد استالينيسم و ادامه استقرار نيروهاي شوروي در آن کشور ــ نه سوسياليسم ــ بپا خاستند. اين قيام كه از سي ام اكتبر با ورود تانكهاي شوروي به خيابانها سركوب شد در پي مخالفت شوروي با عقايد «ايمر ناگي» نخست وزير مجارستان كه دم از «دمكراسي سوسياليستي» زده بود آغاز شد. سران شوروي «دمكراسي سوسياليستي» را يك ميان بر به سوي كاپيتاليسم خوانده بودند. اين واقعه همزمان با بحران آبراه سوئز روي داده بود.

1956: براي نخستين بار به جاي فيلم، شبكه هاي تلويزيوني آمريكا كاست ويديويي مغناطيسي براي تهيه برنامه هاي خود بكار بردند.

2004: در سن دياگو ( كاليفرنيا ) تني چند از افراد خانواده نظاميان به شبكه سي بي اس گفتند كه دريافتي ماهانه نظاميان كافي نيست و متوسط آن با اين گراني ها يكهزار و يكصد دلار است و بعضي اوقات آنان مجبور مي شوند از «فود لاكر» هاي پايگاه مواد غذايي رايگان دريافت دارند.

2004: فيلمهاي مربوط به آزمايش موشكي تازه ايران از شبكه هاي تلويزيوني آمريكا پخش شد. از حجم خبر و فيلم پرتاب موشك از شبكه هاي تلويزيوني آمريكا چنين بر مي آمد كه آن را بيش از حد چشمگير كرده بودند. آمريكائيان عادت نداشته اند كه ببينند موشك كشور كوچك و ضعيفي به مانند موشكهاي كروز آنها از سكوي متحرك به آسمان زبانه بكشد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

(تقویم روز شمار,تقویم روز شمار سال 92,تقویم روز شمار 91,تقویم روز شمار میلادی,تقویم روز شمار سال 91,تقویم روز شمار سال 1390,تقویم روز شمار سال 1391,تقویم روز شمار انقلاب,تقويم روز شمار سال 90,دانلود تقویم روز شمار)

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
نظر: