کد خبر: ۱۳۹۲۱۴۷۴۸
تاریخ انتشار: ۲۲ مهر ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۴
روز شمار تاریخ
579م: 14اكتبر سال 579 ميلادي جاركش ها در خيابانهاي تيسفون (مدائن ــ نزديك بغداد) پايتخت آن زمان ايران به راه افتادند تا خبر پيروزي سپاه اعزامي ايران بر رومي ها در سوريه و باز پس گرفتن اين سرزمين را به آگاهي مردم برسانند

تقویم تاریخ -22 مهر

579م: 14اكتبر سال 579 ميلادي جاركش ها در خيابانهاي تيسفون (مدائن ــ نزديك بغداد) پايتخت آن زمان ايران به راه افتادند تا خبر پيروزي سپاه اعزامي ايران بر رومي ها در سوريه و باز پس گرفتن اين سرزمين را به آگاهي مردم برسانند و بگويند كه خود را براي مراسم سان و رژه و جشن نظامي كه پس از ورود اسيران رومي و پرچمهاي گرفته شده از ايشان به تيسفون برگزار خواهد شد آماده كنند.

در اين جنگ كه پنجم اكتبر به پيروزي ايران انجاميد (طبق اسناد قسطنطنيه، ششم اكتبر؛ زيرا 6 اكتبر كار شمارش اسيران و زخمي ها پايان يافته بود) 20 هزار سرباز رومي اسير و 27 هزار تن ديگر كشته شده بودند. سپاه اعزامي ايران به اين جنگ مركب از 40 هزار سوار و يكصد هزار پياده بود. خسرو انوشيروان شاه وقت ايران 26 اكتبر، سه هفته بعد از اين پيروزي پس از 48 سال حكومت در گذشت.

1330ش:نيمه دوم مهرماه 1330 (اكتبر 1951) بيشتر گزارشهاي سياسي رسانه ها در سراسر جهان در ارتباط با ايران بود زيرا كه دكترمحمد مصدق رئيس دولت وقت ايران در نيويورك بود تا از برحق بودن ايران در ملي كردن نفت خود و طرد نفوذ خارجي از ايران كه مغاير استقلال و حاكميت يك ملت است دفاع كند.

وي كه 14 مهر عازم نيويورك شده بود و در جلسه شوراي امنيت شركت كرده بود از آن پس هر روز چند مصاحبه و سخنراني در باره مظالم دولت انگلستان و مداخلات استعماري اين دولت در ايران از نخستين دهه قرن 19 تا به آن روز انجام مي داد.

دكتر مصدق ضمن اظهارات خود در شوراي امنيت بيشتر بدبختي هاي ايران در قرون 19 و 20 را نتيجه مداخلات انگلستان در ايران و سياست هاي آن دولت معرفي كرد كه باز هم حاضر نمي شود از سر ايرانيان بيدار شده از خواب غفلت دست بردارد. استدلال دكتر مصدق سبب شد كه شوراي امنيت تصميم بگيرد كه رسيدگي به قطعنامه انگلستان بر ضد ايران را موكول به صدور حكم دادگاه بين المللي (لاهه) كند.

مصدق 30 مهر براي ديدار با ترومن رئيس جمهوري وقت آمريكا از حزب دمكرات وارد واشنگتن شد و با رفتار و بيانات خود نظر مردم امريكا نسبت ايران روشن ساخت. استقبال مردم نيويورك و واشنگتن از دكتر مصدق كه گاهي بربدبختي ايرانيان گريه وزماني كه مصلحت ايجاب مي كرد غش مي كرد كم سابقه بود.

دين آچسن وزير امور خارجه وقت آمريکا که جداگانه با دکتر مصدق ملاقات و مذاکره کرده بود در خاطرات خود نوشته است : دکتر مصدق در حالي که سرش را بر بازوي پسرش دکتر غلامحسين که با او به آمريکا آمده بود تکيه داده بود به آهستگي قدم بر مي داشت ، ولي به محض اين که متوجه شد که ما براي استقبال از او رفته بوديم سر از بازوي پسر برداشت و بمانند يک جوان با گامهاي استوار به سوي ما آمد و در اينجا بود که فهميدم که ما با چگونه سياستمداري رو به رو هستيم و سبب غش کردن هاي او را درک کردم . او معمولا هنگامي خود را به غش کردن مي زد که مسير مذاکرات در جهت زيان ايران قرار مي گرفت و از آن پس آن را ديپلماسي گريه و غش نام نهاده بودم به همان گونه که رقص سرگرد سالم از گروه " افسران آزاد مصر " براي مردم سودان به منظور جلب نظر آنان به اتحاد با مصر را ديپلماسي رقص خوانده بودم . دين آچسن نوشته است : ترومن و من در مذاکره با مصدق قانع شديم که نبايد زياد تسليم نظر انگلستان در قبال مسئله نفت ايران ازجمله موافقت با تعرض نظامي انگلستان به منظو ر تصرف آبادان شويم. دکتر مصدق در مذاکرات ، در جايي که احساس مي کرد ممکن است به زيان ايران تمام شود چهره در هم مي کشيد و لجوجانه حاضر به گذشت نمي شد و من در چهره او که در لحظات ديگر متبسم بود " ناسيوناليسم ايراني " را که در تاريخ باستان خوانده بودم به وضوح مشاهده مي کردم.

دکتر مصدق پس از مذاکراه با مقامات آمريکايي و انجام چند مصاحبه در واشنگتن از طريق مصر به ميهن باز گشت. او در طول اقامت کوتاه خود در مصر نطقي ايراد کرد و در آن موهبت برخوردار بودن از استقلال و حاکميت ملي ، و طرد استعمار و آثار نکبت بار آن را مورد تاکيد قرار داد . جمال عبدالناصر پس از رسيدن به قدرت بارها گفته بود كه نطق دكتر مصدق در قاهره اورا منقلب كرد. افسران مصري كمتر از دو سال بعد به نظام سلطنتي دست نشانده انگلستان در مصر پايان دادند.

دكتر مصدق در جلسه سوم آذر ماه مجلس گزارش سفر خودرا مطرح و تاكيد كرد كه انگلستان نمي خواهد ما امور نفتمان را كه ميراث مشتركمان است در دست داشته باشيم و براي شكست دادنمان به هر دسيسه و نيرنگ دست خواهد زد، بايد متحد و مراقب باشيم.

دكتر مصدق و دين آچسن وزير امور خارجه وقت آمريكا


1515م:14 اكتبر سال 1515 درياسالار پرتغالي آلفونس دا آلبوكركي (آلبوكرك) در آن زمان كه ايران فاقد قدرت دريايي بود (زمان شاه اسماعيل صفوي) با كشتي توپدار و نيروي تفنگدار وارد تنگه هرمز شد و بعدا جزاير استراتژيك آن ناحيه را تصرف كرد. تنگه هرمز دروازه خليج فارس است، خليجي كه 970كيلومتر طول دارد. آلبوكرك نخسين نظامي غرب بود كه از راه دريا به خليج فارس تجاوز مسلحانه كرده است. وي در عين حال نخستين دريا نورد غرب است كه به اهميت استراتژيك خليج فارس به عنوان بازوي اقيانوس هند پي برده بود. آلبوكرك كه از ده سال پيش از آن به تصرف سرزمين هاي مشرق زمين دست زده بود به خوبي مي دانست كه پرتغال يك ميليون و پانصد هزار نفري نمي تواند در همه مناطق متصرفه مهاجرنشين تاسيس كند؛ بنابراين كوشش داشت كه با بكارگيري بوميان هر محل، اقتدار پرتغال را براين مناطق برقرار سازد و حفظ كند.

آلبوكرك آغازگر تجاوزي شد كه هنوز ادامه دارد و قدرت هاي غرب بدون اين كه حقي داشته باشند در آبهاي كشور هاي دور دست مداخله مي كنند و نام اين مداخله را كه بارها به برخورد نظامي انجاميده است «حفظ منافع حياتي!» خود نام نهاده اند.

آلبوكرك پس از بازگشت از منطقه هرمز به پايگاه اصلي و دائمي اش در گواي هند با حكم عزل خود كه از پرتغال ارسال شده بود رو به رو شد و از فرط اندوه 16 دسامبر سال 1515 دق كرد و درگذشت!.

بادرگذشت آلبوكرك، مسئله اشغال ناحيه هرمز حل نشد. بعدا شاه عباس با كمك انگليسي ها ــ رقباي پرتغال ــ ناحيه را پس گرفت، ولي همين اتحاد او با انگليسي ها باعث گسترش نفوذ و بعدا سلطه آنان بر منطقه خليج فارس و امضاي پيمان «تروشيل» در 1820 با شيوخ امارات هفتگانه شد و سلطه خود را رسميت داد كه آثار آن هنوز زدوده نشده است. انگليسي ها به همين دليل، تا نيمه دهه 1930 تلاش بسيار كردند كه ايران داراي نيروي دريايي موثر نشود و ....

درياسالار آلبوکرک


1959م:« ارول فلين » بازيگر نيمه قرن 20 فيلمهاي سينمايي هاليوود 14 اكتبر سال 1959 در ونكوور كانادا براثر حمله قلبي در 50 سالگي درگذشت.

وي در انواع كار نمايش از « اكشن» تا « درام » مهارت داشت و در زمينه هاي مختلف به ايفاي نقش پرداخته بود.

ارول فلين

1998م:پروفسور آلبرت بلومبرگ فيلسوف چپگراي آمريكايي كه 91 سال عمر كرد و از خود دهها كتاب و يك روش تفكر فلسفي (اصطلاحا: سكول) باقي گذارده در اين روز در سال 1998درگذشت. تلاش او عمدتا در جهت اصلاح نظامهاي اقتصادي ـ اجتماعي جوامع بشري بود. وي پيش بيني كرده است كه به همان دلايلي كه نظام ماركسيستي شوروي به خاموشي گراييد؛ نظام كاپيتاليستي هم ازميان خواهد رفت.

به گفته وي، نظام شوروي غرق در مفاسد ناشي از نارسايي هاي يك بوروكراسي ناهنجار، انتصابات نابجا، جاه طلبي و خودخواهي مقامهاي دولتي شده بود. به پيش بيني پروفسور بلومبرگ، نظامهاي كاپيتاليستي هم به همان مسائل گفتار مي آيند و به همان روز خواهند افتاد. پروفسور بلومبرگ گفته بود: رقابت و دشمني اين دو نظام از پايان جنگ جهاني دوم تا اواخر دهه 1980، كمك به بقاء كاپيتاليسم كرد كه اين رقابت ديگر وجود ندارد و كاپيتاليسم يكه تاز ميدان شده وضريب آسيب پذيري اش بالا رفته است. بلومبرگ افزوده بود: دمكراسي به روش غرب كه از آن به صورت حربه بر ضد ماكسيسم شوروي استفاده مي شد ديرزماني است كه از مسير واقعي و اصول مربوط خارج شده و به بيراهه افتاده، ديگر واقعيت ندارد و تنها يك لباس زيبا است برتن مانكن. مشاركت به صورت واقعي (آنطور كه بايد) در اين دمكراسي دارد ضعيف و ضعيفتر مي شود. دقت در انتخاب نماينده كم مي شود و ... و به اين دلايل؛ اين دمكراسي ورشكست شده نخواهد توانست از سقوط كاپيتاليسم موجود در غرب جلوگيري كند. دليل ديگر، تمايل روز افزون طبقه روشنفكر، متفكر و «كمتر ـ ماديگر» جوامع بشري (مدرّس، معلم، مولف، روزنامه نگار، شاعر، هنرمند، دانشجو و ...) به راه ميانه (نظامي ميان ماركسيسم و كاپيتاليسم) است كه همانا سوسياليسم معتدل مبتني بر اخلاقيات (نوعي سوسيال دمكراسي كه مبلّغ معنويات باشد) است و طبقه روشنفكر است كه كار هدايت افكار عمومي را به دست دارد و به قاطع بودن نظر آن نبايد ترديد كرد. به گفته پروفسور بلومبرگ، تجربه تاريخ كه بسيار گرانبها و به منزله قانون است به ما ثابت كرده كه طبقه روشنفكر جامعه به هر سوي كه متمايل شود، جامعه به همان سوي خواهد رفت ــ گاهي تند و زماني آهسته ــ شتاب اين حركت بستگي به قدرت نيروي بازدارنده (ضد آن) داردكه عاملي مصنوعي است و هر عامل مصنوعي شكست پذير است.

2008م:بحران بانكي و اعتبارات مالي، رقابت اتومبيلسازهاي ساير كشورها، گراني بنزين، بالا رفتن دستمزدها، كاهش هوس به نو كردن غيرضروري خودرو و ... صنعت اتومبيلسازي آمريكارا در اکتبر 2008 به دست انداز انداخته بود. هر سهم جنرال موتورز ـ بزرگترين كمپاني اتومبيلسازي آمريكا كه در سال 2007 چهل و دو دلار و 64 سنت بود نهم اكتبر 2008 به چهار دلار و 76 سنت كاهش يافته بود كه شايعه اعلام ورشكستگي آن به گوش رسيد كه بعدا اين شايعه تكذيب شد ولي احتمال مداخله دولت از طريق دادن وام و به دست گرفتن قسمتي از سهام و يا ادغام آن با كمپاني كرايسلر وجود دارد. (احتمال اول و سرمايه گذاري دولت هاي آمريکا و کانادا در جنرال موتورز بعدا عملي شد). در اکتبر 2008 وضعيت كمپاني کرايسلر آمريكا هم زياد بهتر از جنرال موتورز نبود ولي ظاهرا فورد روي پای خود ايستاده است. جنرال موتورز دهها سال يكي از مظاهر غرور آمريكاييان بود.

صنعت اتومبيلسازي آمريكا در دست انداز

1998م:هرولد رابينز Harold Robbins داستان نگار آمريكايي كه 20 ناول او به 32 زبان ترجمه شد و تا زنده بود جمعا 50 ميليون نسخه فروش داشت 14 اكتبر 1998 در 81 سالگي درگذشت.

وي نوجواني را در يتيمخانه گذرانيده بود و در بزرگسالي در تجارت ورشكسته شده و پس از درگذشت همسرش براثر يك بيماري مرموز، به كارگري پرداخته بود.

هرولد از نيمه عمر كار داستان نگاري را با نوشتن تجربه هاي خود از زندگاني آغاز كرد كه چون مطالبش از دل بر آمده بودند بر دل نشستند و او را به صورت داستان نگاري بلند آوازه درآوردند.

معروفترين داستانهاي او عبارتند از: «روياي بازرگانان» ، «كارپت بگرز»، «يتيمخانه»، «غريبه را دوست ندار»، «مرا ترك نكن»، «حقيقت زن افسانه اي» و ....

Harold Robbins

2005م:پينترهرولد پينتر Harold Pinter نمايشنامه نگار انگليسي 14 اكتبر 2005 برنده جايزه ادبي سال 2005 نوبل شد. وي يك مبارز 75 ساله است. آكادمي سوئد كه هرولد را شايسته دريافت اين جايزه 3/1 ميليون دلاري دانسته گفته است كه هرولد با نوشتن دهها نمايشنامه، اين هنر را زنده كرده و به حالت كلاسيك باز گردانيده است. نمايشنامه هاي هرولد محاوره اي و گفت و شنودي هستند و عمل در آنها كم است و مي توان آنها را در يك اطاق به صحنه درآورد. نمايشنامه هاي هرولد عمدتا زمينه سياسي و موضوع روز دارند. او از مخالفان سرسحت جنگ تعرضي و هرگونه سلطه گري و نقض حقوق ملل و انسانهاست. وي تا كنون چند بار در تظاهرات ضد جنگ عراق شركت كرده است. هرولد شعر هم مي سرايد.

 پينترهرولد پينتر


1944م: 14اكتبر سال 1944 فيلد مارشال اروين رومل(تلفظ انگليسي آن: رامل) نابغه نظامي و افسر معروف آلمان كه متهم به آگاهي قبلي از توطئه سوء قصد نسبت به جان هيتلر شده بود خودكشي را بر محاكمه شدن ترجيح داد، زيرا كه محاكمه او به تضعيف روحيه نظاميان در حال جنگيدن مي انجاميد و به سود آلمان نبود. طبق پاره اي از گزارشها، در اين روز دو ژنرال آلماني با رومل ملاقات كردند كه يكي از اين دو راه را انتخاب كند: خودكشي و حفظ عنوان قهرماني و دفن با تشريفات نظامي و رعايت احترامات؛ يا محاكمه در دادگاه نظامي و ... و او خودكشي را برگزيد.

رومل در لحظه سوء قصد به هيتلر دربيمارستان بستري بود زيرا كه در جبهه نرماندي زخمي شده بود. گويا سوء قصدكنندگان قبلا او را از تصميم خود آگاه ساخته و اين عمل را به سود آلمان كه ديگر اميدي به پيروزي اش مگر تكميل سلاح اتمي نبود مي دانستند. رومل 52 سال عمر كرد.

هيتلر


1976م:13 اكتبر 1976 يك بوئينگ باري از نوع 707 كه روغن صنعتي ويژه روغنكاري چرخ دنده ها به شهر «سانتا كروز» در كشور بوليوي حمل كرده بود، پس از تخليه بار و درجريان بلند شدن از فرودگاه به قصد بازگشت به علت آتش گرفتن يكي از چهار موتورش سرنگون شد و پس از برخورد با ساختمان يك مدرسه و يك استاديوم ورزشي نوجوانان به خيابان افتاد و چند فروشگاه را ويران ساخت. در اين رويداد 97 تن از جمله شماري دانش آموز و افراد يك تيم فوتبال نوجوانان كشته و بيش از يكصد تن نيز مجروح شدند. اين حادثه بيش از پيش به اعتبار اين نوع هواپيما كه قديمي ترين نوع جت بوئينگ بود لطمه زد. عكس زير، لاشه هواپيمارا پس از سقوط نشان مي دهد.

هواپيماي بوئينگ روي شهر سرنگون شد

1952م:هفتم اكتبر زادروز ولاديمير ولاديميرويچ پوتين دبيركل حزب «روسيه متحد»، نخست وزير روسيه و رئيس شوراي وزيران اتحاديه روسيه و بلاروس است كه در سال 1952 در لنينگراد (سن پترزبورگ) به دنيا آمده است. مادرش يك كارمند معمولي دولت و پدرش از نظاميان روسيه در جريان جنگ جهاني دوم بود. پوتين قبلا براي دو دوره رئيس جمهوري روسيه فدراتيو و قبل از آن براي مدتي كوتاه جانشين يلتسين شده و كفيل رياست جمهوري بود.

در ميان هديه هايي كه پوتين در هفتم اكتبر 2008 بمناسبت زادروز خود و 56 ساله شدنش دريافت كرده بود يك ببر دوماهه ديده مي شد. اين نخستين بار در تاريخ معاصر بوده است كه يك رئيس دولت چنين هديه اي دريافت كرده است. احتمالا اين هديه به اين سبب به او داده شده بود كه يك ماه پيش از آن، پوتين درجريان بازديد از يك منطقه محافظت شده جانوران در سيبري، كمك كرده بود تا يك ببر سيبريايي را، جهت انتقال با تفنگ ويژه بيهوش كنند. به تعبيري ديگر؛ ببر دوماهه به اين لحاظ به پوتين داده شده بود كه يك مرد قاطع و آهنين است و درطول هشت سال رياست بر روسيه، اين كشور ورشكسته و ناامن را به صورت يک قدرت ـ قدرتي نسبتا ثروتمند و موثر درآورده است. پوتين در اذهان جهانيان به عنوان «ناسيوناليست روس» شناخته شده است.

پوتين كه داراي دو دختر؛ ماريا متولد سال 1985 و كاترينا متولد سال 1986 است و در دانشگاه، از رشته حقوق بين الملل فارغ التحصيل شده، قبلا يك سرهنگ پليس امنيت شوروي (كا. گ. ب) و مامور در جمهوري دمكراتيك آلمان بود. پوتين كه بر زبان آلماني مسلط و به انگليسي آشناست تا سال 1991 عضو حزب كمونيست شوروي بود و هنگام انحلال حرب (آخرين سال عمر شوروي) به گفته خودش، كارت عضويت حزب كمونيست را از يقه كتش برداشت و در كشوي ميزش گذاشت.

پوتين پيش از انتقال به كرملين در سن پترزبورگ كار مي كرد و پس از انتقال به كرملين طولي نكشيد كه معاون نخست وزير شد. پوتين بسياري از همكاران نزديك خودرا از ميان افسران پليس امنيت شوروي سابق انتخاب كرده است.

مدوديف رئيس جمهور تازه، قبلا رئيس دفتر پوتين و بعدا معاون نخست وزير بود. پوتين انکار نکرده است که در انتخابات بعد، نامزد سمت رياست جمهوري روسيه فدراتيو خواهد شد.

پوتين با هديه تولد

1980م:14 اكتبر 1980 حزب حاكم جمهوري دمكراتيك خلق كره «كيم جونگ ايل» را بجاي پدر به رهبري كشور بر گزيد. كيم ايل سونگ پايه گذار جمهوري خلق كره بود كه فوت شده بود. گذشت زمان نشان داده است كه كيم جونگ ايل همان سياست پدر را دنبال كرده است.

كيم ايل سونگ ( پدر ) ــــ كيم جونگ ايل ( پسر )

2006م:سيزدهم اكتبر 2006، مجمع عمومي (بي خاصيت) سازمان ملل (سازمان دول) براي مقر اين سازمان كه در شهر نيويورك فعاليت دارد يك دبير كل تازه برگزيد كه از آغاز سال 2007 كار خود را آغازكرد. اين دبيركل نيز از قماش دبيركلهاي سابق، از كشورهاي كوچك(و ...) انتخاب شده است، و اين بار از شبه جزيره تقسيم شده كره و از قسمت جنوبي آن. وي كه از دانشگاه هاروارد (آمريكا) در رشته مديريت سازمانهاي عمومي، فوق ليسانس گرفته و بر زبان انگليسي مسلط است قبلا وزير امورخارجه و تجارت كره جنوبي بود كه در اين كشور از سال 1953 هنوز 29 هزار نظامي آمريكايي مستقر هستند و بنابراين از كشورهاي متمايل به غرب بشمار مي رود. او كه «بان كي ـ مون Ban Ki _ Moon» نام دارد دومين آسيايي است كه دبيركل سازمان ملل شده است. نخستين دبيركل سازمان ملل از آسيا، يو ـ تانت، از كشور برمه (ميانمار) مستعمره سابق انگلستان بود. «بان» 62 ساله جانشين كوفي عنان شده است كه از اتباع كشور غنا (مستعمره سابق انگلستان در آفريقا) بود. «بان كي ـ مون» قبلا در مقر سازمان ملل، در سازمان نظارت بر تقسيم كره، و نيز در سفارت كره جنوبي در واشنگتن كار كرده بود. اعضاي 15 گانه شوراي امنيت و 192 گانه مجمع عمومي در زماني او را كه نامزد اين مقام شده بود برگزيدند كه كره شمالي به آزمايش بمب اتمي دست زده بود!. دوره دبيركلي سازمان ملل، پنج سال است.

Ban Ki _ Moon

2008م:14 اکتبر 2008 فهرست اشياء به دست آمده از 43 گور ديگر از يك گورستان باستاني در منطقه «پلا Pella» واقع در شمال يونان انتشار يافت. بررسي اين 43 گور يازدهم سپتامبر 2008 پايان يافته بود. در اين منطقه جمعا نهصد گور مربوط به سالهاي 650 تا 279 پيش از ميلاد به دست آمده است. چهل و سه گوري كه بررسي آنها پايان يافته و فهرست اشياء و تصاوير آنها انتشار يافته مربوط به دوران اسكندر مقدوني و پدر او فيليپ دوم (قرن چهارم پيش از ميلاد) بوده اند. 20 گور از اين 43 گور، مربوط به نظاميان (مردان جنگي) و 11 گور متعلق به زنان بود. مردان جنگي با كلاهخود فلزي، شمشير و دشنه مدفون شده بودند ـ ابزارهايي كه اين مردان در طول جنگها شخصا بكار برده بودند در گورهايشان به دست آمده است زيراکه در آن زمان رسم بود كه بايد با آنان دفن شوند. بر روي دهان، چشم و سينه 12 مرد ديگر (غيرنظاميان) ورقه هاي زر قرارداشت. زنان هم با گردنبند طلا و برنز و گوشواره هايشان دفن شده بودند. خاكبرداري و بررسي ساير گورها ادامه خواهد داشت تا چگونگي تمدن آن زمان با مشاهده اشياء داخل قبور روشنتر شود.

يك كلاهخود فلزي به دست آمده از گورهاي زمان اسكندر

1884: فيلم عكاسي به صورت نوار اختراع شد.

1947: چوك ييگر خلبان آمريكايي جنگنده با يك هواپيما كه موتور موشكي داشت، براي نخستين بار سرعت صوت را شكست و با سرعتي بيش از 1000 كيلومتر در ساعت پرواز كرد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
نظر: